` `
`

استعاره و مجاز در «سناریو هبوط آدم از بهشت»

قصه آدم و همسرش در بهشت در سه سوره قرآن در حد درک و فهم آدمیان در همه زمان‌ها و مکان‌ها، با تفاوت‌های فرهنگی بسیار، نازل شده است (بقره آیات ۳۰ تا ۳۹، اعراف ۱۱ تا ۲۷ و طه ۱۱۶ تا ۱۲۶). اکثریت قریب به اتفاق مردم واژگان این قصه را در قالب معنای متعارف آن فهم می‌کنند، حال آنکه کلمات معمول میان مردم برای نیازهای عادی زندگی به تدریج در طول تاریخ شکل گرفته و برای بیان مسائل علمی و متافیزیکی و آنچه به عالم معنویات ارتباط پیدا می‌کند، چاره‌ای جز عاریه گرفتن کلمات از زبان قابل فهم مردم نیست. به همین دلیل کاربرد صنایع ادبی همچون: تمثیل، تشبیه، تجسیم، استعاره و مجاز و امثالهم در ادبیات و عرفان بسیار معمول و متعارف می‌باشد.

در داستان نمادین آدم و همسرش در بهشت نیز از کلمات قابل فهم مردم عادی استفاده شده است که برای فهم بهتر آن لازم است به کاربرد مجازی و عاریه گرفته شده این کلمات در خود قرآن مراجعه کنیم. شرح مختصر زیر در صدد باز کردن برخی از این واژگان به شیوه تفسیر قرآن با قرآن می‌باشد. این کلمات از جمله عبارتند از :شجره، قرب به آن، خوردنِ از آن، ارتکاب ظلم، آشکار شدن بدی‌ها، استفاده از برگ بهشت و هبوط از آن می‌باشد.

الف) در معنای مجازی «شجره»

«شجره» را که در قرآن ۲۷ مرتبه تکرار شده، همواره «درخت» ترجمه می‌کنند. البته معنای حقیقی شجره همین است و بیشترین کاربرد آن در کتاب الهی نیز به همین معنای ساده و قابل فهم عموم می‌باشد، اما در نیمی از مواردی که این کلمه در قرآن آمده معنایی «مجازی» دارد. درخت مصداق متعارف «شجر» در طبيعت است که از ريشه، تنه، شاخ و برگ و ميوه و محصول تشکيل می‌شود. اما مفهوم اين کلمه به مراتب جامع‌تر ازاین مصداق معین است. شجره، بسيارى از امور مادى و غيرمادى را که همچون درخت شبکه مانند و داراى نظام هستند شامل مى‌شود، ازجمله در قرآن از شجره‌هاى طيبه، مبارکه، خبيثه، ملعونه و زقوم ياد کرده است که هيچ کدام گياه نيستند. ذیلا به برخی از موارد فوق اشاره می‌نماید:

۱- «مشاجره»، مثالی برای فهم «شجره»!

مشاجره میان دو یا چند نفر، «ریشه‌ای» در زمینه خودخواهی‌ها، «تنه» وعلتی اصلی، «شاخ» و برگ‌هایی از حواشی اختلاف و «میوه» و محصولی از عاقبت مشاجره دارد. نگاه کنید به آیه ۶۵ نساء:
«فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا»
ترجمه: به پروردگارت سوگند که آنها (منافقان) ایمان نیاورده‌اند مگر این که درآنچه ‌(مشاجره‌ای) که میانشان حادث شده تو را داور قرار دهند و سپس در آنچه حکم کردی احساس ناراحتی نکنند و کاملا تسلیم باشند.

۲- «شجره ملعونه»!

بدیهی است درخت اراده‌ای ندارد تا مرحوم یا «ملعون» واقع شود! ملعون باید دارای اختیار و مسئول باشد. لعنت در زبان عربی دوری از رحمت است و مشمولین آن در قرآن به کرّات معرفی شده‌اند که همه آنها وابسته به «شبکه شیطانی شرک»اند و ابلیس سرکرده آن، بارها در قرآن برای ابد مشمول لعنت شده است (نساء۱۱۸،حجر۳۵ و ص۷۸).

شرک در زمینه دنیاپرستی و پیروی از هوای نفس «ریشه» می‌دواند، «تنه‌ای» از طغیان و طاغوت، «شاخ و برگی» از طاغوت زدگان، و «میوه و محصولی» از عملکرد نظام‌های شرک‌آمیز مستبد دارد. خداوند در رویایی به رسول خود، فتنه آینده اُمت و «شجره ملعونه»ای را که پس از رحلت او تحقّق خواهد یافت نشان داده است. مفسرین گفته‌اند این شجره ملعونه همان سلسله بنی‌امیه بودند که ۸۳ سال بر امت پیامبر منافقانه حکمرانی کردند. البته این مصداقی در زمان و مکانی خاص است و مسئله عام‌تراز این می‌باشد.

اسراء ۶۰ - «...وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا»
ترجمه- آنگاه که به تو گفتیم مسلما پروردگارت بر مردم احاطه دارد و آن رویایی را که به تو نمایاندیم، جز فتنه‌ای برای مردم و(معرفی) شجره لعنت شده‌ای در قرآن نبود. ما آنها را بیم می‌دهیم ولی جز به طغیانشان نمی‌افزاید.

۳- شجره نهی شده (ممنوعه)

درباره «شجره ممنوعه‌«اى كه آدم و همسرش از آن خوردند، سخن‌هاى بسيار گفته شده است. عده‌اى گفته‌اند سيب و كسانى هم گفته‌اند گندم بوده است؛ پدرم روضة رضوان به دو گندم بفروخت، ناخلف باشم اگر من به جوى نفروشم! به نظر مى‌رسد منظور از شجره‌اى که آدم و همسرش نبايد به آن نزديک مى‌شدند، همان «شبکه شرک» و نافرمانى خدا به فريب شيطان باشد که سرچشمه همه انحرافات است. در شش آیه قرآن (بقره ۳۵، اعراف ۱۹ تا ۲۲، طه ۱۲۰) به آن اشاره شده است. ذیلا به جامع ترین آنها اشاره می‌شود:

وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ. فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ. وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَاعَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُلْ لَكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُبِينٌ. قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ.

۴- شجره مبارکه توحیدی

در برابر شجره یا شبکه شرک، شجره توحید قرار دارد که موسی را ازسوی راست (خجستگی) بلندایی مبارک ندا داد و به سوی خود کشید. در این گزارش بیشتر کلمات در معنایی مجازی آمده است:
قصص ۳۰- فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَىٰ إِنِّي أَنَا اللهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ

شگفت آنکه در سوره نور در وصف تمثیلی خدا به نور آسمانها و زمین، از شجره مبارکه‌ای یاد کرده است که جز به بیانی مجاز در وصف شبکه توحیدی نمی‌باشد:
نور ۳۴ تا ۳۷- اللهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ ... وَيَضْرِبُ اللهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.

۵- شجره زقوم

در سه آیه قرآن از «شجره زقوم»، در نقطه مقابل نعمت‌ها و برخورداری‌های کریمانه «اصحاب‌الیمین» و «عبادالله المخلصین»، نام برده شده است؛ شیطان صفتانی که اموال یتیمان را ستمگرانه می‌خورند ( نساء۱۰) و دکانداران مفتخوار دین که بر گرده مردم سوار می‌شوند (بقره۱۷۴)، در مقام مثال، بطون خویش و ذرات وجودشان را ازآتشی انباشته می‌سازند که در آینده شعله‌ور خواهد شد! آنها هرچند خوردن بدون زحمت مال دیگران را شیرین و گوارا می‌پندارند، اما درواقع از شجره زقومی شخصیت خود را فربه می‌سازند که نمایانگر فروبردن لقمه تلخی با کراهت و مشقّت با آب جوش است!

سزاواران چنین سرنوشتی در آیات ذیل: ظالمین وضالّین تکذیب کننده و خود پرستان تنگ نظری (اثیم) شمرده‌اند که از خطاب تحقیرآمیز «ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ» معلوم می‌شود همان اربابان عزّت و کرامت‌ پوشالی دنیایی، یعنی مثلث «زر و زور و تزویر» هستند.

همچنین سه بار تکرار کلمه «بطون» در آیات مورد نظر جای تأمل و تدبر دارد.«باطن» همواره مقابل «ظاهر» می‌باشد، بنابراین بطون علاوه بر معنای شکم، دلالت بر بطون مجازی دیگری در روح و روان انسان می‌کند که از شجره زقوم پُر می‌شود و در ذات خود می‌سوزد. کلمه «رأس» نیز که دو بار در آیات زیر تکرار شده (رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ - فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ) نشان می‌دهد منظور همان سران ستمگر جوامع هستند که به گونه مجازی بر رأس آنها عذاب ریخته می‌شود!

روییدن شجره زقوم در اصل جحیم در صافات۶۴ (إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ) هم حائز نکته‌ای ظریف است، مترجمان «اصل‌الجحیم» را قعر جهنم دانسته‌اند، حال آنکه معنای «اصل» همان تنه و بدنه اصلی «شجره» (ابراهیم ۲۴) می‌باشد که نمادی است از تنه اصلی توحید و کلمه طیبه یا شرک و کلمه خبیثه طاغوت‌ها در جوامع. نگاه کنید به سه آیه مورد نظر درباره شجره زقوم و مسائل مربوط به آن:

واقعه ۵۱ تا ۵۳- ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ، لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ، فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ.

صافات۶۲ تا ۶۷- أَذَٰلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ، إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ، طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ، فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ، ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِنْ حَمِيمٍ، ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ.

دخان ۴۳ تا ۴۶- إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ طَعَامُ الْأَثِيمِ كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ، خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلَىٰ سَوَاءِ الْجَحِيمِ ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذَابِ الْحَمِيمِ ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ

۶- شبکه کهکشانی

هفت آیه ابتدای سوره «الرحمن»، از هفت موضوع (رحمن، قرآن، انسان، بیان، حسبان، یسجدان، میزان) یاد کرده و در وسط این مجموعه ازسجده «شجر»، در کنار سجده خورشید و ماه و ستارگان و گسترش آسمانها و میزان میان آنان یاد کرده است. با توجه به هماهنگی موضوعی به‌نظر می‌رسد منظور از شجر در این آیه، شبکه ستارگان یعنی «کهکشان» باشد ( والله اعلم).

الرحمن ۱ تا ۷- «الرَّحْمَٰنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ، عَلَّمَهُ الْبَيَانَ، الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ، وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ يَسْجُدَانِ، وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ»
 

ب) چشیدن و خوردن از شجره

آنچه خدا به آدم و همسرش فرمان داده بود، نزدیک نشدن به شجره بود (لا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ)، اما آنها نه تنها نزدیک شدند، بلکه از آن چشیدند (ذاقوا) و خوردند (اکلا منها). «چشیدن» (ذائقه) در قرآن به ندرت در معنای عادی آمده و ۶۳ مورد کاربرد این کلمه در قرآن غالباً در معانی مجازی آمده است، مثل: چشیدن عذاب/ رحمت/ وبال امر/ موت/ سوء/ باس/ لباس الجوع و الخوف/ ما کنتم تعملون و...
 

ج) نزدیک شدن به شجره

فرمان «لاتقربوا» را خداوند در موارد دیگری نیز به کار برده است که می‌توان فراتر از نزدیک شدن مکانی در نزدیک شدن به فحشاء، مال یتیم، زنا، مستی، مرزهای خدائی و... از آن دریافت کرد:

(انعام ۱۵۱ و ۱۵۲) - وَلا تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ... وَلا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ؛ اسراء ۳۲- وَلا تَقْرَبُوا الزِّنَا؛ نساء ۴۳- لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَىٰ؛ بقره ۱۸۷- تِلْكَ حُدُودُ اللهِ فَلا تَقْرَبُوهَا، و...

خوردن (اکل) نیز به کرّات در معنای مجازی خود در قرآن آمده است، مثل: خوردن مال یتیم، اموال‌الناس، ربا، میراث، رشوه و امثال آن که مفهوم خرج و مصرف کردن دارد. در قرآن خوردن مال یتیم را در بطن خود بردن بردن آتشی شمرده که به زودی شعله‌ور خواهد شد: نساء ۱۰- إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَىٰ ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا

همچنین متولیان دکاندار دین فروش مال مردم خوار را به خورندگان آتش در بطن خود وصف کرده است: بقره ۱۷۴- إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ مايَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ.

خورندگان مال یتیم و اموال سایر مردم آن را بسی شیرین و بی دردسر و زحمت تلقی می‌کنند، حال آنکه بطن وجود خود را از چیزی انباشته می‌کنند که به تعبیر قرآن از شدت تلخی «زقوم» است:

صافات ۶۲ تا ۶۶- أَذَٰلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ، إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ، إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ، طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ

واقعه ۵۲- ثُمَّ إِنَّكُمْ أَيُّهَا الضَّالُّونَ الْمُكَذِّبُونَ لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ، فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ

با اوصاف فوق آیا نمی‌توان چشیدن و خوردن از شجره بهشت را نا فرمانی خدا و ارتکاب اعمال سوء تلقی کرد؟
 

د) آگاهی بر عریان بودن

در قصه‌ها آمده است همین که آدم و همسرش از شجره چشیدند، برعریان بودن خویش آگاه شدند و کوشیدند از برگ درختان بهشت خود را بپوشانند. ظاهر آیات البته چنین می‌نماید، اما با دقت در معنای مجازی کلمات، مفهوم عمیق‌تری از این ماجرا آشکار می‌گردد. اولا خداوند هنگام اسکان آنان در بهشت گفته بود شما هرگز در آنجا گرسنه و عریان (بدون پوشش) نخواهید بود (طه ۱۱۸- فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ، إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَى). ثانیا به بنی آدم هشدار داده است که مبادا شیطان شما را بفریبد هما‌ن‌طور که والدینتان را از بهشت اخراج کرد و لباس آنان را از آنان برکند تا بدیهاشان را بنمایاند:
اعراف۲۷- يَا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا

از طرفی درست در آیه قبل از آیه فوق خطاب به بنی آدم آمده است که «لباس تقوی بهترین لباس است»: اعراف ۲۶- يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌ ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ.

آیا با این تصریح نمی‌توان گفت، آگاه شدن آدم و همسرش پس ازچشیدن از شجره ممنوعه (سوء استفاده از اختیار و ارتکاب ظلم)، آگاه شدنشان از کنده شدن لباس تقوا و احساس شرمندگی نزد پروردگارشان بوده است؟
 

ذ) آشکار شدن بدی‌ها

تصور عمومی براین است که اندام‌های جنسی آدم و همسرش پس از خوردن از شجره بر آنان مکشوف شد و اغلب مفسرین نیز از کلمه «عورات» در این ‌مورد استفاده کرده‌اند، حال آنکه قرآن از کلمه «سوآت» استفاده کرده است که دلالت بر چیزی می‌کند که آشکار شدنش شرم‌آور است و اندام جنسی تنها یکی از این موارد است و موارد مجازی آن شامل همه کارهای زشت شرم‌آور می‌گردد. نگاه کنید به:

 اعراف ۲۰ تا ۲۷- فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا... فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ... يَا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا.
طه ۱۲۱- فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ
 

ر) برگ بهشت

از کلمات مجازی دیگر در این قصه، «ورق الجنه» است که عموماً برگ درختان بهشت تصوّر و ترجمه شده است، اما «ورقه» به معنای برگ درخت فقط یکبار در قرآن اَمده (انعام۵۹) و مورد مجازی آن پول یا بهایی است که باید برای تهیه چیزی پرداخت. کهف ۱۹- ...فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هَٰذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ. آدم و همسرش فرمان خدا را نقض کرده بودند، اینک باید با کاری بهشتی آنرا جبران و خطاشان را بازخرید می‌کردند. چگونه؟ با تلقی و دریافت حقایقی از سوی پروردگار: بقره ۳۷- فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ.
 

ز) هبوط از بهشت

معمولا چنین تصور می‌شود که هبوط آدم از بهشت، فرود آمدن به زمین بوده است. هرچند این معنای حقیقی فرود است، اما در سوره بقره که چهار بار از هبوط سخن گفته، از هبوط قوم موسی از صحرای سازنده و آزاد طور به مصر (شهر) به هوس انواع خوردنی‌ها یاد کرده و آن را نوعی نزول مقام و موقعیت شمرده است:

بقره ۶۱- وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَىٰ لَنْ نَصْبِرَ عَلَىٰ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَىٰ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَ...


 

`