`   `
`


پرســـش و پاســـخ  درباره

خــدا شنــاسى

در اين بخش سؤالاتى كه از طرف شما از طريق ايميل مطرح و پاسخ داده شده است را گردآورى نموده ايم. براى مشاهده پاسخ بر روى سؤال كليك نماييد. پس از مطالعه پاسخ مجددا بر روى سؤال كليك كرده تا بحالت اوّل بازگردد.


۱) اولین چیزی که به نظرم عجیب اومد ! اسمتون بود، شما که اینقدر به قرآن نزدیکید ، حتما به اسمتون دقت کرده اید، آقای بازرگان شما بنده ی خدایید یا بنده ی علی؟؟؟؟ فکر می کنید حضرت علی از گذاشتن همچین اسمی روی خودمون راضی باشه؟


۲) اخيراً با شيوه‌اى از انرژى درمانى آشنا شده‌ام. در اين شيوه ابتدا با انرژى كيهانى همسو ميشويم و هنگام انرژى دادن به خود يا ديگران ابتدا از خداوند بزرگ تشكر كرده و به خواسته هاى خود انرژى داده و تقاضاى رسيدن به آنرا كنيم! ميخواستم بدانم آيا اينكار ميتواند مصداقى از شرك به خداوند بزرگ باشد.


۳) قران وظیفه ی من را چگونه تعریف میکند؟  در جامعه و حتی اطرافیان همه گونه جنبه های شرک از شفا گرفتن از امام تا دعای توسل و غیره دیده میشه.ایا من باید مثل ابراهیم رفتار کنم ؟یا مثل مومن ال فرعون یا تقیه یا ...


۴) آيا علاقه پيدا كردن به شخصيت‌هاى دينى و ارادت يافتن به آنها مغايرتى با توحيد دارد؟


۵) آیا علم خدا به اعمال آگاهانه ما حكايت از تحميل جبر نيست؟ و آزادى را نقض نميكند؟


۶) هدف از افرینش و خلق بشر چه بوده ؟ گروهی می گویند خدا می خواست دیده وپرستش شود. نیازمندی خدا را نشان میدهد !! و یا می گویند تعالی وتکامل بشر. در این مورد هم سوال این است که اگر ما نخواهیم زنده باشیم چه؟ واخرش چه میخواهد بشود؟ به نظر سناریو خلقت پوچ وبیهوده بنظر میرسد. بخصوص که زندگی انسانها هم چندان با خوشبختی وبی عذاب ورنج نیست؟


۷) اين كه خدا شاكر است (از ما تشكر ميكند) و حبّ و بغض دارد و ما با او از طريق دعا ارتباط برقرار ميكنيم و او جواب ميدهد، دليل بر اين است كه خدا بر ما تأثير ميگذارد و از ما تأثير مى‌پذيرد. آيا چنين نيست


۸) بنظر بنده قرآن آمده به ما جهان بينى و نحوه نگاه به عالم را بياموزد نه اينكه احكامى را ديكته كند. شما ميگوييد ما نميتوانيم خدا را خشنود يا خشمگين كنيم و اين اصطلاح استعاره است . اما من فكر ميكنم ما با خدا ارتباطى دو طرفه و تأثيرگذار داريم؟


۹) بعد از مرگ بنیتا دختر هشت ماهه همش این فکر توی سرم میچرخه که پروردگار کجا بود اون لحظه های وحشتناک که بر بنیتا گذشت از اینکه همچین فکری رو کردم خیلی ناراحتم؟


۱۰) یکی از مسایلی که شما روی آن تأکید دارید این است که منظور ازاسامی خدا در قرآن همان صفات است. حال پرسش این است که با اینکه صفت کلمه عربی است، چرا در قرآن بجای اسامی خدا، صفت یا صفات خدا نیامده است؟


۱۱) با توجه به اهمیت شرک و اینکه با توجه به قرآن، همه گناهان بخشیده می شوند الا شرک! لطفاً مصادیق شرک را به صورت فهرست وار بفرمایید. تشخیص اینکه این گناه شرک است یا نیست، چگونه انجام می شود؟


۱۲) فرق الله و رب چيست. لطفاً با مثال های امروزی فرق این دو واژه مهم را مشخص کنید.


۱۳) با توجه به ایه ۲۶ ال عمران «قل اللهم مالک الملک...» و توجه به ایه ۲۹ کهف «وقل الحق من ربکم...» که ظاهرا مفهومی کاملا متضاد دارند و اولی همه چیز انسان را در ملکیت خدا میداند ودومی برعکس انسان را از بودن در دایره قدرت وحکومت ا و خارج می‌کند مسئله مشیت وحدود اختیار و جبر برای انسان چگونه و تا چه اندازه تعیین شده است؟ در صورت امکان مثالی غیر از مثال مدیر مدرسه و دانش آموز بیاورید تا موضوع صریح وروشن‌تر شود وابهامی باقی نماند.


۱۴) در نظم قران اشارات زیادی به علم خداوند وعلم انسان نموده اید.لطفا تفاوت وشباهت این دو را بفرمایید.ایا علم انسان در طول علم خداوند است؟ یا کاملا متفاوت وغیر قابل مقایسه‌اند؟


۱۵) در رابطه با موضوع اختیار آیا خداوند قبل از اینکه ما تصمیمی بگیریم از تصمیم ما مطلع است؟ اگر آری پس اختیار ما چه معنایی دارد؟ اگر خیر پس چگونه ما خداوند متعال را قادر مطلق مینامیم؟


۱۶) یکی از مسایلی که در عصرامروز روز بروز بیشتر می شود، انکار خدا است که بیشتر ناشی از کارکرد بد مدعیان و متولیان رسمی دین است. این امر در عصر پیامبران علیهم السلام مطابق نظر شما وجود نداشته است. به عبارت دیگر معاصرین پیامبر به الله پایبند بودند اما به نقش رب توجه نداشتند. حال مسأله انکار خدا در زمان ما چگونه می شود؟ منکرین خدا به اخلاق، مردم سالاری و عقل اهمیت می دهند. از نظر شما آیا این مسأله با مسأله یاد شده در عصر رسول اکرم تفاوت دارد یا اصلاً یکی است و چهره تغییر کرده است؟ لطفاً راهنمایی فرمایید.


۱۷) خواستم نظرتونو راجب جهان های موازی بپرسم.آیا از دید شما حقیقت داره؟


۱۸) من هنوز در حال تحقيق درباره ي وجود خدا هستم ، سخنراني هاي آقاي كالينز و داوكينز و كتاب هاي آن ها را بررسي كردم ؛ فكر مي كنم اين منطقي تر از آن باشد كه چشمم را به روي هر گونه احتمال عدم وجود خدا ببندم. شايد بعد از اين همه كندوكاو به دو استدلال محكم براي وجود خدا رسيده بودم ، كه از سوي آقاي كالينز در كتاب زبان خدا مطرح شده بودند . اكنون يكي از آن ها به نظرم ضعيف مي رسد و پس از اين همه سال جستجو و تنها ماندن با يك استدلال ؛ گويا بايد به دستان خالي از شواهد خودم بخندم. استدلال ها «قانون اخلاقي» و «احتمال ضعيف ورود انسان به عرصه ي هستي» هستند. به عنوان يك درد دل عرض كنم كه به سردرگمي معنوي و روحي دچار شده ام. كاش من هم مثل اطرافيانم با يكسري استدلال هاي مضحك وجود خدا را پذيرفته بودم و هرگز دست به تحقيقات نمي زدم ! در اين صورت زندگي آرامي مي داشتم. بعيد ميدانم استدلال هاي محكم ديگري پيدا كنم ، اين سوال تا آخر عمرم همراه من خواهد بود. و الآن بيش از هر زماني به راهنمايي نياز دارم. آيا استدلال هاي ديگري براي وجود خدا هست؟ آيا هيچ كتاب يا منبعي وجود ندارد كه مرا از اين سردرگمي خارج سازد؟ آيا مي توانيد به من كمك كنيد؟


۱۹) ارتباط خداوند با انسان چگونه است؟ آيا فقط در قالب قوانين است؟ ارتباط انسان و خدا يك رابطه يكسويه هست؟ با توجه به اينكه خداوند فاقد ويژگي هاي انساني است پس رابطه اش با بنده خود چگونه است؟ با توجه به اين سوالات توكل يعني چه ؟ خداوند در پاسخ توكل چه كاري انجام مي دهد؟



``